تبليغاتX
پرستار رومينا

پرستار رومينا

سلام به همه بازدیدکنندگاه عزیز .امیدوارم که لحظات خوبی در این وبلاگ سپری کنید---- نظر یادت نره....

آیا با کسی که قبلآ رابطه جنسی داشته ازدواج می‌کنید ؟

آیا با کسی که قبلآ رابطه جنسی داشته ازدواج می‌کنید ؟

آیا با کسی که قبلآ رابطه جنسی داشته ازدواج می‌کنید ؟

اینها گزیده ای از نظرات افراد جامعه ما می باشد که به این سوال پاسخ داده اند بعضی ها خیلی جالب گفتندواقعاً تو این جامعه چی میگذره.دروغ بواسطه چه عملی صورت میگیره. .

 

نمی دانم چی بگم اگر طرف مقابل از عملی که قبلا مرتکب آن میشده رازی باشد وامکان انجام دوباره آن بعد از ازدواج باشد البته که نه
اما در صورتی که آنرا بعد ز ازدواج بکلی کنار بگذارد در صورت سوئ استفاده دوست سابق او از برنامه هایی که با هم داشته اند البته به شدت با وی مخالفت کرده و از همسر خود دفاع باید کرد

 

رابطه جنسی قبل ازدواج تو فرهنگ ما وجود نداره اما خوب بود میشد که باشه
چون وقتی آدم میخواد یک عمر با یکی زندگی کنه باید ببینه با همسرش مچ
هست ؟ میتونن همدیگرو ارضا کنن؟
خودمونو گول نزنیم این مسئله یکی از اساسی ترین مسائل زناشوئیه..
یکی از دوستای من واقعا تو زندگیش مشکل داره و مناسفانه داره خیانت میکنه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

اظهارات پناهیان درباره رابطه میان زن و مرد

"زن دوست دارد توسط يك مرد مورد محبت قرار گيرد. محبتي كه قلبش به آن مطمئن باشد. نتيجه اين محبت هم چيزي جز نوازش نيست. ولي مرد از زن انتظار دارد مورد اطاعت صميمانه قرار گيرد. در اين‌صورت، مردي كه فرمانده حقوقي است و زني كه فرمانده عاطفي، در كنار هم‌ديگر به تعادل مي‌رسند."
به نقل از عصر ایران، حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان با حضور در جمع تعدادي از دانشجويان دانشگاه امير کبير به سخنراني درباره رابطه ميان زن و مرد پرداخت.

او در اين سخنراني ابراز اميدواري کرد زماني بتوان در جامعه، راحت‌تر و شفاف‌تر از امروز، درباره ارتباط بين زن و مرد و ازدواج آنان صحبت کرد. پناهيان يکي از ابعادي که در ارتباط‌هاي قابل تصور بين زن و مرد، چه در قالب ازدواج و آشنايي و چه رابطه‌هاي ديگري چون رابطه پدر و دختر و خواهر و برادر و ارتباط‌هاي اجتماعي وجود دارد، بعد عرفاني و معنوي اين ارتباط دانست که به آن توجهي نشده و مغفول مانده است.

عاشقان لب‌بسته ‌در مقام شهدا هستند

حجت الاسلام پناهيان درباره رابطه بين زن و مرد اظهار داشت: در بعد عاطفي رابطه بين زن و مرد اشتباه بزرگِ بين المللي به نام "عشق" رخ داده است. خدا بين زن و مرد "جاذبه‌اي" قرارداده و در قرآن فرموده است: "و جعل بينکم مودة و رحمه...". مودت آن است که با زبان ابراز مي‌شود و محبت آن‌چه با چشم منتقل مي‌شود. خدا بين ما و اهل بيت(ع) مودت را واجب کرده‌است. محبت به اهل بيت(ع) بايد ابراز شود، مثل زماني که براي امام حسين(ع) سينه مي‌زنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

اگه یه دختر عاشق بشه باید چی کار کنه ؟

اگه یه دختر عاشق بشه باید چی کار کنه ؟

اگه یه دختر از یه پسری خوشش بیاد و یا حتی عاشقش بشه باید چی کار کنه ؟
با در نظر گرفتن اینکه این دختر قصدش ازدواج است و تا حالا با اون پسر حتی حرف هم نزده و هیچ شناختی ازش نداره !
آخه رسم این نیست که دخترها برن جلو

نظر 1

سلام
من نتیجه تجربه خودم و میگم من تو دانشگاه از یکی از پسرا خوشم میومد آمارشو در آوردم دیدم پسر خوبیه . اونم از من خوشش میومد اما جرعت نداشت حرفی بزنه . بعد که با هم دوست شدیم من بهش گفتم دوسش دارم اونم انقدر بی جنبه بود که یهو عوض شد . بعدشم پیشناهاد sex داد .پیش خودش گفته خوب این که منو دوست داره پس هر چی بگم پایس دیگه . . اونوقت منم فهمیدم چه عوضیه بهم زدم. خیلی سخت بود اما خوب یه همچین رابطه ای چه فایده ای داره؟؟؟
یه مردو هرچقدرم دوست داری نباید بروز بدی .. هر چی بهشون کم محلی میکنی بیشتر میخوانت.. متاسفانه .. اما آقایون این خصوصیتتون خیلی بد ـ اینطوری نباشید ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

عشق از زبان دکتر علی شریعتی


دوست عزیز متن زیر از کتاب ارزشمند دکتر شریعتی (هبوط در کویر) است


عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.


عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.


عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.


عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.


عشق جنون است
و جنون چیزی جز خرابی
و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.


عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
بی انتها و مطلق.


عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.


عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.


عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.


عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.


ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.


عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
که دوست را به دوست می برد.


عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.


در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد


دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است
از جنس این عالم نیست.”

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

گفتگو، شرط لازم یك رابطه رضایت‌بخش

گفتگو، شرط لازم یك رابطه رضایت‌بخش

ابطه جنسی گاهی از اوقات می‌تواند نامطلوب و یا حتی دردناك باشد. با این حال اغلب به جای اینكه در مورد آن صحبت كنیم، سكوت می‌كنیم و چیزی نمی‌گوییم، چرا كه نمی‌دانیم چگونه در مورد روابط جنسی‌مان باب گفتگو را باز كنیم.
ولی افرادی هستند كه راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از كلمات مناسب پیدا كرده‌اند. مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسا‍‌یل جنسی است.
از مهمترین توصیه‌های خانم بلتران برای داشتن یك رابطه جنسی رضایت‌بخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسی‌شان اصلاً صحبت نكنند و یا كم صحبت كنند، از داشتن یك رابطه خوب محروم می‌مانند.
به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت كه ازچه چیزی خوشمان می‌آید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.
مشكل اینجاست كه در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمی‌خواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت می‌كشیم و به خودمان می‌گوییم كه این چیزها قابل بیان نیستند.
گاهی هم چیزی نمی‌گوییم چون دوست داریم همه چیز خود بخود و بدون درخواست، آنطور كه می‌خواهیم پیش برود.
به عقیده خانم بلتران، صرف دوستن داشتن و عاشق یكدیگر بودن لزوماً موجب سازگاری جنسی نمی‌شود. او همچنین تاكید می‌كند كه سازگاری جنسی بین دو فرد، از پیش وجود ندارد و با هم به لذت جنسی رسیدن را می‌توان آموخت.
او می‌گوید، باوجود اینكه انقلاب جنسی موجب شد مسایل جنسی وارد عرصه جامعه شوند ولی در حوزه خصوصی صحبت در مورد این مسایل هنوز به راحتی امكان‌پذیر نیست.
خانم بلتران فكر می‌كند كه با طرح بیش از حد مسایل جنسی در رسانه‌ها، الگوهای جنسی جدیدی به افراد تحمیل شده است. مثلاً تعیین تعداد روابط جنسی در هفته یا مدت زمانی كه برای هر رابطه باید صرف شود و مواردی از این دست.
مشكل اینجاست كه این الگوها افراد را نسبت به بی‌عیب و ایراد بودن خود نگران می‌كند. همین نگرانی ممكن است مانع گفتگوی آزاد بین دو نفر شده، رابطه را از حالت طبیعی آن خارج كند و به آن جنبه تصنعی و ساختگی بدهد.
به نظر لورا بلتران نباید فراموش كرد كه گذشت زمان نقش بسیار مهمی در ایجاد سازگاری جنسی بین دو نفر ایفا می‌كند و باید طرفین به هم فرصت شناخت لازم برای رسیدن به همخوانی جنسی را بدهند. از سوی دیگر نباید این زمان را نامحدود تلقی كرد و تنها بعد از گذشت ماه‌ها، مسائل نامطلوب را یادآور شد. این امر می‌تواند بیش از اینكه به رابطه كمك كند، مساله‌ساز شود. به عنوان مثال شخص می‌تواند نتیجه‌گیری كند كه طرف مقابل تظاهر می‌كرده و در واقع لذتی از رابطه جنسی نمی‌برده است.
خانم بلتران معتقد است كه قانونمندی‌های جهانی و راه‌حل های معجزه‌آسا برای برخورداری از یك رابطه جنسی رضایت‌بخش وجود ندارد و هر زوج باید راه و روش خاص خود را برای رسیدن به لذت جنسی پیدا كند.
برای این متخصص روابط جنسی، مهمترین اصل برای داشتن یك رابطه رضایت بخش، گفتگو است، ولی نه هر گفتگویی. باید كلمات را سنجید و به دقت انتخاب كرد. او توصیه می‌كند كه وقتی در مورد رابطه جنسی صحبت می‌كنیم به روشنی خواسته‌هایمان را بگوییم و از كنایه زدن و در لفافه صحبت كردن پرهیز كنیم.
چگونگی بیان كردن مسائل می‌توانند نقش مهمی در حل آنها داشته باشند. انتقاد باید سازنده باشد. به عنوان مثال به جای اینكه بگویید تو خشنی و من این كاری كه می‌كنی را دوست ندارم، می‌توان گفت، وقتی با لطافت برخورد می‌كنی لذت می برم. باید به طرف مقابل راه‌های جدید نشان داد و او را راهنمایی كرد. به این ترتیب در دفعات بعدی او بهتر می‌تواند خود را با خواسته‌های شما تطبیق دهد.
خانم بلتران توصیه می‌كند كه برای گفتگو در مورد مسائل جنسی، باید زمان مناسبی را نیز انتخاب كرد. برای مثال ایرادهای طرف مقابل را درست بعد از اتمام رابطه جنسی بر شمردن، ممكن است بیش از هر چیز موجب برانگیختن خشم او شده و یا او را بیازارد و رابطه بعدی را دشوارتر كند.
صحبت كردن در مورد مسائل جنسی به نظر خانم بلتران برای مردها به مراتب دشوارتر از خانم‌هاست چرا كه اغلب مردها حرف زدن در مورد اینگونه مسائل را یا نیاموخته‌اند و یا تنها در قالب شوخی و فخر فروشی در جمع دوستانشان به اینگونه مسائل اشاره كرده‌اند.
او فكر می‌كند كه مراجعه به مجلات امروزی هم هیچ كمكی در این زمینه نمی‌كند، چرا كه استناد به مطالب آنها بیش از هر چیز، مردان را در مقابل فهرست بلندبالایی از كارهایی كه باید تنها و تنها به یك شیوه انجام داد قرار می‌دهد. شرایطی كه در آن دیگر به هیچ وجه نمی‌توان از میل و لذت شخصی صحبت كرد.
به نظر خانم بلتران افراد قبل از هر چیز باید بدانند چه چیزی موجب لذتشان می‌شود و دریابند چگونه می‌توانند لذت ببرند.
اغلب، مشكل زمانی ایجاد می‌شود كه فرد، لذت خود را فراموش می‌كند و تمام وقت خود را در طی رابطه، وقف لذت طرف مقابل می‌كند. به نظر این متخصص، در روابط جنسی كمی خودخواهی بد نیست و از طرف دیگر كلیشه‌ها را نیز باید كنار گذاشت.
به عنوان نمونه بسیاری از زن‌ها فكر می‌كنند كه مرد به تنهایی تعیین كننده كیفیت رابطه جنسی است و بهتر است، نقش فعال را در این رابطه دونفری به او محول كرد. از طرف دیگر آنها دوست دارند با مردی طرف باشند كه افكار مردسالارانه نداشته باشد. برخوردی دوگانه كه موجب سردرگمی مردها می‌شود. برای پرهیز از این مشكل، خانم بلتران معتقد است، زنان نیز باید در رابطه جنسی و برای رسیدن به لذت، نقش فعالی ایفا كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

رازهای عشق

رازهای عشق

گفته های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نمی رسد. اما اگر هر یک از آن ها را برای چند بار در روز بخوانید اثر عمیقی در روح شما خواهد داشت. هر گفتار برای یک روز است. روزهای زندگی شما با تکرار این جملات و ورود مفهمومشان به ضمیر ناخود آگاه شما خیلی زیبا تر خواهد شد. در هر حالی که هستید به خصوص پیش از خواب یکی از گفتار ها را تکرار کنید. ابتدا با صدای بلند و کم کم به شکل زمزمه. بله به همین سادگی...

 

1. راز  عشق در تواضع است.

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یک دیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آن ها را تازه و با طراوت نگه می دارد.

2. راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،  با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

3. راز عشق در این است که  به یک دیگر سخت نگیرید. عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است.

4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،  لبخندی از روی محبت. نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.

5. راز عشق در این است که  رابطه تان را مانند یک باغ، با محبت تزئین کنید. بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبایی بروید. ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد، مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود. برای این که عشق همواره با طراوت بماند باید به آن  مثل هنر خلاقانه نگاه کرد.

6. راز عشق در خوش مشربی است. شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش. شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن  نیت باشد، نه نیشدار.

7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق، یعنی تفکر را از یاد نبری. آیا یک رابطه دراز مدت، مهم تر از اختلافات  کوچک و زود گذر نیست؟

8. راز عشق در این است که  مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی، و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری. با این که احساس جلوه الهام است، اما شخص عصبانی نمی تواند چیزها را با وضوح درک کند. قلبت را آرام کن. تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها  را آن گونه که هستند، در یابی .

9. راز عشق در این است که  طرف مقابلت را تحسین کنی. هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را می داند، از تحسین غافل نشو. مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت  بگویی: دوستت دارم. گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.

10. راز عشق در این است که  در سکوت دست یکدیگر را بگیرید. کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است. برای تقویت گیرایی صدا، باید آن را از قلب برآورید، سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود تارهای صوتی را آرام و رها نگه دار. اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی، آن  صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد.

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی،  زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

13. راز عشق دراین است که  از یک دیگر انتظارات بی جا نداشته باشید، زیرا نقص همواره جزء لا ینفک انسان است ذهنت را بر ارزش هایی متمرکز کن که شما را به یک دیگر نزدیک تر می کند نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

14. راز عشق در این است که  حس تملک را از خود دور کنی. درحقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود. شریک زندگی ات را با طناب نیازمبند. گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

15. راز عشق در این است که  شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی حبس نکنی. عیب جویی باعث تباهی می شود. همه چیز را همان طور که هست بپذیر، تا هر دو شاد باشید. قانون طلایی این است:  نقاط قوت را تقویت کن، و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح. هرگز سعی نکن با سوزاندن، جلوی خونریزی زخم را بگیری..

16. راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است.. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .

17. راز عشق در این است که  وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی، بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود، حتی ماه ها صبر کن  تا آمادگی شنیدن آن چه را می خواهی بگویی پیدا کند.

18. راز عشق در آرامش است، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود. عشق، هوای نفس و احساست شدید نیست. عشق انسان ها نسبت به یک دیگر بازتابی از عشق ازلی است خداوندگار آرامش کامل است.  

19. راز عشق در این است که  در وجود یک دیگر عاشق خدا باشید، تا همواره علی رغم همه اشتباهات، تشنه رسیدن به کمال باشید،  چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند.

20. راز عشق در این است که  محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود. سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد.

21. راز عشق در این است که  به دیگری لذت ببخشی، ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضاهای نفس قوی تر باشد، خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت می کند. عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند، نه در لذت جویی .

22. راز عشق در مراعات حال دیگری است. هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن.

23. راز عشق در این است که  جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی . جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که  از دیگری دریافت می کنی . این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .

24. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است. نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ساز، نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند.

25. راز عشق در این است که  در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید، با هم تنها باشید، و افکارتان را با یک دیگر در میان بگذارید. لازم نیست برای سرگرم شدن حتما  از محرکات خارجی استفاده کنید. قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید  تا بتوانید خودتان باشید.

26. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید. مایع عشقتان را طوری نگه دارید  که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد، پر کنی.

27. راز عشق در این است که  به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید  و از او قدرت و آرامش دریافت کنید، اما نه با اصرار.

28. راز عشق در استواری است. در فصول مختلف زندگی، عشقتان را مانند کوه بلندی استوار، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید، که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

استان دو شهر

استان دو شهر




مسافری نزدیک شهر بزرگی از زنی که کنار جاده نشسته بود پرسید: مردم این شهر چگونه اند؟

زن گفت: مردم شهری که از آن آمده ای چگونه بودند؟

مسافر پاسخ داد: بسیار بد، غیر قابل اعتماد و از هر نظر نفرت انگیز.

زن گفت: مردم این شهر نیز چنین اند.

هنوز مسافر اول نرفته بود که مسافر دیگری از همان شهر رسید و راجع به مردم آن شهر سوال کرد.

باز هم زن در مورد مردم شهری که مسافر از آن جا آمده بود سوال کرد.

مسافر دوم گفت: آن ها مردم خوبی بودند. راستگو، سخت کوش و بسیار بخشنده. از این که آنجا را ترک کردم غمگینم.

زن خردمند پاسخ داد: پس آن ها را در شهری که پیش رو داری باز هم خواهی یافت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

استان دو شهر

استان دو شهر




مسافری نزدیک شهر بزرگی از زنی که کنار جاده نشسته بود پرسید: مردم این شهر چگونه اند؟

زن گفت: مردم شهری که از آن آمده ای چگونه بودند؟

مسافر پاسخ داد: بسیار بد، غیر قابل اعتماد و از هر نظر نفرت انگیز.

زن گفت: مردم این شهر نیز چنین اند.

هنوز مسافر اول نرفته بود که مسافر دیگری از همان شهر رسید و راجع به مردم آن شهر سوال کرد.

باز هم زن در مورد مردم شهری که مسافر از آن جا آمده بود سوال کرد.

مسافر دوم گفت: آن ها مردم خوبی بودند. راستگو، سخت کوش و بسیار بخشنده. از این که آنجا را ترک کردم غمگینم.

زن خردمند پاسخ داد: پس آن ها را در شهری که پیش رو داری باز هم خواهی یافت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

فقط برای خودت!

فقط برای خودت!



روزی پسـری جـوان و پرشـور از شهـری دور نزد شیوانا آمد و به او گفت که می خواهد در کمترین زمان ممکن درس های معرفت را بیاموزد و به شهر خودش برگردد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: برای چه این قدر عجله داری!؟

پسرک پاسخ داد: می خواهم چون شما مرد دانایی شوم و انسان های شهر را دور خود جمع کنم و با تدریس معرفت به آن ها به خود ببالم!

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو هنوز آمادگی پذیرش درس ها را نداری! برگرد و فعلاً سراغ معرفت نیا!

پسرک آزرده خاطر به شهر خود برگشت. سال ها گذشت و پسر جوان به مردی پخته و باتجربه تبدیل شد. ده سال بعد او نزد شیوانا بازگشت و بدون این که چیزی بگوید مقابل استاد ایستاد! شیوانا بلافاصله او را شناخت و از او پرسید : آیا هنوز هم می خواهی معرفت را به خاطر دیگران بیاموزی؟!

مرد سرش را پایین انداخت و با شرم گفت: دیگر نظر دیگران برایم مهم نیست. می خواهم معرفت را فقط برای خودم و اصلاح زندگی خودم بیاموزم. بگذار دیگران از روی کردار و عمل من به کارآیی و اثر بخشی این تعلیمات ایمان آورند.

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو اکنون آمادگی پذیرش تمام درس های معرفت را داری. تو استاد بزرگی خواهی شد! چرا که ابتدا می خواهی معرفت را با تمام وجود در زندگی خودت تجربه کنی و آن را در وجود خودت عینیت بخشی و از همه مهم تر نظر دیگران در این میان برایت پشیزی نمی ارزد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط  فاضل  | 

آرام ترین انسان


آرام ترین انسان


یکی از دوستان شیوانا، عارف بزرگ، تاجر مشهوری بود. روزی این تاجر به طور تصادفی تمام اموال خود را از دست داد و ورشکسته شد و از شدت غصه بیمار گشت و در بستر افتاد.

شیوانا به عیادتش رفت و بر بالینش نشست. اما مرد تاجر نمی توانست آرام شود و هر لحظه مضطرب تر و آشفته تر می شد. شیوانا دستی روی شانه دوست بیمارش زد و خطاب به او گفت: دوست داری آرام ترین انسان روی زمین را به تو نشان بدهم که وضعیتش به مراتب از تو بدتر است ولی با همه این ها آرام ترین و شادترین انسان روی زمین نیز هست!؟

دوست شیوانا تبسم تلخی کرد و گفت: مگر کسی می تواند مصیبتی بدتر از این را تجربه کند و باز هم آرام باشد؟ شیوانا سری تکان داد و گفت: آری برخیز تا به تو نشان بدهم.

مرد تاجر را سوار گاری کردند و شیوانا نیز در کنار گاری پای پیاده به حرکت افتاد. یک هفته راه سپردند تا به دهکده دوردستی رسیدند که زلزله یک سال پیش آن را ویران کرده بود. در دهکده زلزله زده، شیوانا سراغ مرد جوانی را گرفت که لقبش آرام ترین انسان روی زمین بود.

وقتی به منزل آرام ترین انسان رسیدند دوست بیمار شیوانا جوانی را دید که درون کلبه ای چوبی ساکن شده است و مشغول نقاشی روی پارچه است. تاجر ورشکسته با تعجب به شیوانا نگریست و در مورد زندگی آرامترین انسان پرسید.

شیوانا او را دعوت به نشستن کرد و در حالی که آرام ترین انسان برای آن ها غذا تهیه می کرد برای تاجر گفت که این مرد جوان، ثروتمندترین مرد این دیار بوده است. اما در اثر زلزله نه تنها همه اموالش را از دست داد بلکه زن و کلیه فرزندان و فامیل هایش را هم از دست داده است. او آرام ترین انسان روی زمین است چون هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد و تمام این اتفاقات ناخوشایند را بخشی از بازی خالق هستی با خودش می داند. او راضی است به هر چه اتفاق افتاده است و ایام زندگی خود را به عالی ترین شکل ممکن سپری می کند. او در حال بازسازی دهکده است و قصد دارد دوباره همه چیز را آباد کند و در تنهایی روی پارچه طرح های آرام بخش را نقاشی می کند و به تمام سرزمین های اطراف می فروشد.

مرد تاجر کمی در زندگی و احوال و کردار و رفتار آرام ترین انسان روی زمین دقیق شد و سپس آهی عمیق از ته دل کشید و گفت: فقط کافی است راضی باشی! آرامش بلافاصله می آید!

در این هنگام آرام ترین انسان روی زمین در آستانه در کلبه ظاهر شد و در حالی که لبخند می زد گفت: فقط رضایت کافی نیست! باید در عین رضایت مدام و لحظه به لحظه ، آتش شوق و دوباره سازی را هم دایم در وجودت شعله ور سازی باید در عین رضایت دائم، جرات داشتن آرزوهای بزرگ را هم در وجود خودت تقویت کنی. تنها در این صورت است که آرامش واقعی بر وجودت حاکم خواهد شد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط  فاضل  |